ترجمه فارسي رمان زنبق خاردار (가시연/ Thorn Lily)

ترجمه فارسي رمان زنبق خاردار (가시연/ Thorn Lily)

نويسنده: مايو (MAIO)

مترجم: ماري لو (Mary Lu)

رمان نيلوفر روباه كه با نام هاي زنبق خاردار و ليليوم خاردار (Torn Year / Thorn Lily) نيز شناخته مي شود، توسط نويسنده كره اي، مايو (MAIO) نوشته شده است. اين رمان كه سابقا به عنوان يك فن فيكشن براي گروه موسيقي كره اي، توهوشينكي يا دونگ بانگ شين كي (!TVXQ) نوشته شده بود، به سرعت بين طرفداران و حتي اعضاي گروه محبوب شد و سرانجام در قالب رمان، به همراه آلبوم موسيقي منحصر به فرد خود به چاپ رسيد. كتاب روايتگر عشق نافرجام و نفرت آلود دو جوان به همديگر است. نام كتاب از گل نيلوفر آبي روباه گرفته شده و كنايه اي است به شخصيت اصلي داستان؛ كه مانند گلي است كمياب، زيبا و غريب كه با وجود خارهاي زهرآلودي كه روح هركسي را زخم مي كند، هنوز نمي توان از دوست داشتن او دست كشيد.

دانلود رايگان قسمت يكم و آلبوم موسيقي كتاب از نشر فاناگوريا

!Let's Read
ADDICTED Book 2

ADDICTED Book 2

رمان اعتیاد (جلد دوم)

نویسنده: Chai Ji Dan

مترجم: Aurora

بعضی از آدم ها مثل مواد مخدر می مونن، یه بار که طعمشون رو بچشی،

تا ابد معتادشون می شی...

بای لویین و گوهای پس از هشت سال جدایی، دوباره یکدیگر رو ملاقات می کنن.

دست سرنوشت این بار چه چیزی برای اونها رقم زده؟

دو قسمت اول رایگان است.

!Let's Read
رمان سرنادي براي طلوع

رمان سرنادي براي طلوع

دوگانه سوگ گل نيلوفر: جلد يكم

نویسنده: ماری لو

در کوهستانی سرد و دور افتاده در شهر هاربین، دو قبیله از موجودات اساطیری به نام لوئل و کائل زندگی می کنند. سالهاست که میان آنها دشمنی دیرینه ای برقرار است. فرمانروایان دو قبیله تصمیم می گیرند با برقراری یک ازدواج اجباری میان فرزندان ارشد دو قبیله- شاهدخت فانگ آن نینگ و شاهزاده تونگ یونگ هان- در میان قبایل صلح ایجاد کنند، اما نفرت آن دو جوان از همدیگر منجر به روی دادن یک سلسله وقایع تلخ، گریز ناپذیر و ناخوشایند می شود. از سویی دیگر، دلباختن آن نینگ به یک انسان و عشق ممنوعه خواهرش آن لیانگ، ماجراهای تلخ و شیرینی در مسیر هردوی آنها قرار می دهد. سرانجام آن نینگ بر سر دوراهی رنج آوری قرار می گیرد. انتخاب او چه خواهد بود؟ آیا در جبهه موجودات اساطیری و خانواده اش خواهد ایستاد یا با یک انسان به مردمش پشت خواهد کرد؟

Let's Read
رمان از ژوئن به آگوست

رمان از ژوئن به آگوست

نویسنده: CRYPTIA

از ژوئن به آگوست، داستان دو کودک همبازی است که اتفاقات تلخ و شیرین زندگی شان، از زبان نامه های لطیف و صمیمانه آن دو به یکدیگر روایت می شود. در مسیر نامه ها، دو کودک رشد می کنند، به بلوغ می رسند و دوستانی تازه پیدا می کنند. اما دست زمان پیاپی آنها را از همدیگر دور می کند و برای سالها، همدیگر را نمی بینند. با گذر از فصل بلوغ، ژوئن مانند حشره ای در تار عنکبوتی از دروغ هایی که احاطه اش کرده اند، به دام می افتد و آگوست، مجبور به تن دادن به چیزهایی می شود که از آنها عمیقا نفرت دارد. رشته طناب ارتباط روحی میان آن دو تا مرز گسسته شدن پیش می رود و تنها راه دوباره بافته شدن آن، افشای حقیقتی است که سالهاست در اعماق حافظه  آنان خاک می خورد. آیا ژوئن و آگوست، سرانجام یکدیگر را خواهند دید؟

Let's Read
نوشتن ممنوع

نوشتن ممنوع

كتابي كوتاه و خواندني درباره ي نوشتن و نويسندگي

نويسنده: CRYPTIA

قیمت: کاملا رایگان

آيا مي خواهيد نويسنده شويد؟ دست نگه داريد!

اول از همه، از اينكه اين كتاب را براي مطالعه انتخاب كرده ايد از شما ممنونيم. راستش، اين كتاب قرار نيست به شما چيزي ياد بدهد. من استاد نويسندگي نيستم و اینجا خبری از درس دادن و تدریس نویسندگی نیست. اصلا هرکس که بخواهد نوشتن را تدریس کند، شک نداشته باشید خالي بند است. از این خیال های خام هم به سرتان نزند که من می خواهم به شما اصول نوشتن را یاد بدهم! فرزندانم، آنچه می خواهم به شما بیاموزم ننوشتن است. بله، درست خواندید. ننوشتن! اینجا خبری از آن کلمات دهان پر کن درون مایه، دنیای داستانی، چکیده روایی، تک گویی، فلش بک، کنش و واکنش نیست. فقط قرار است درِ گوشي و يواشكي آگاهتان كنم كه نويسندگي و نوشتن، چه چيزهايي هست و چه چيزهايي نيست!

دانلود رایگان نسخه کامل از انتشارات فاناگوریا
Free Download

بريده هايي از كتابهاي نشر فاناگوريا

برای یک لحظه، به نظر رسید که زمان برایم متوقف شده است. تمام دنیایم تنها به او محدود شد. چرخیدم و برگشتم؛ اما تصویر او دیگر در ذهنم حک شده بود. مثل این بود که به خورشید نگاه کنی. می دانستی که نمی توانی برای مدتی طولانی چیزی ببینی. بعد، برگشتم و دوباره نگاهش کردم. اولین بار، چشمان گوزن وار او مرا مسحور کرد. بار دوم، رنگ پوستش. بار سوم، فراموش نشدنی بود... او تنها زیبا به نظر نمی رسید، بلکه به طرزی لعنت شده زیبا بود.

زنبق خاردار
زنبق خاردارMAIO

گوهای از ته دل احساس خوشبختی می کرد و چشمان گرم و مهربان و دوست داشتنی او روی گونه های سرخ بای لویین خیره مانده بود. او با تمام وجودش دریافت که فارغ از این که بای لویین 26 ساله باشد یا 18 ساله، به محض اینکه در تخت می خوابید و در آغوش او فشرده می شد، برای همیشه و تا به ابد بچه او بود. برای یک عمر زندگی، درگیر همچو عادت درمان ناپذیر و لاعلاجی شدن، گوهای را از صمیم قلب خرسند و خوشنود می کرد.

رمان اعتیاد
رمان اعتیادAurora

نمی دانم وقتی چشم هایم را ببندم، چه اتفاقی خواهد افتاد. اگر چشمانم را باز کنم، تو هنوز هم اینجا هستی؟ من چطور؟ آیا هنوز هم می توانی وقتی در آینه به خودت لبخند می زنی، در پس نگاهت مرا ببینی؟ می توانی در روزهای بارانی که قلبت غمگین است، ضربان قلب رو به مرگ مرا حس کنی؟ بهم بگو که دوستم خواهی داشت، برای همیشه. حتی اگر تنها خاطره ای از گذشته باشم.

از ژوئن به آگوست
از ژوئن به آگوستCRYPTIA

اگر می توانست، او را تا ابد از آن خود می کرد. اگر انتقام، چشمان او را کور نکرده بود، می توانست درخشش زیبای برق عشق را در نگاه او ببیند. چشمانش را بر هم فشرد تا جلوی ریزش اشکهایش را بگیرد. او مرد انتقام بود، مردی از جنس نفرت کورکورانه با اراده ای آهنین برای در هم شکستن روح معشوقش. در دل آرزو کرد که ای کاش او نیز مانند محبوبش، قلبی برای شکستن داشت... قلبی برای گریستن، قلبی برای عشق ورزیدن.

سرنادی برای طلوع
سرنادی برای طلوعMary Lu